خزر درياست يا درياچه؟
مهدي عباسي (مهرداد)
کد خبر:6153 تاریخ:14:44-22/03/1389

با فروپاشي شوروي سابق در سال 1991 چهار کشور به عنوان جانشين آن دولت در اطراف درياي خزر ظاهر شدند که عبارتند از: روسيه، آذربايجان، قزاقستان و ترکمنستان. قبل از تقسيم اتحاد جماهير دولتي شوروي به 15جمهوري در طرفين درياي خزر تنها 2 دولت وجود داشت، يعني در شمال شوروي و در جنوب ايران. بهره‌برداري از درياي خزر نيز به طور مشاع بود. اما پس از فروپاشي پرده آهنين کمونيسم به غير از ايران برخي دولت‌هاي جانشين براي تعيين رژيم حقوقي درياي خزر قراردادهاي قبلي را که ايران با شوروي امضاء کرده بود ملغي دانستند. اما نکته‌اي که در اين بين وجود داشت مسئله نفت فلات قاره خزر بود که دولت‌هاي ايران و شوروي بيشتر از وجود آن در اين مقياس با خبر نبودند. در سال‌هاي اخير طبق برآورد کارشناسان صدها ميليارد بشکه نفت در فلات قاره خزر وجود دارد، در حالي که شوروي از وجود نفت خبردار بود و از قرن 19 در سواحل باکو به استخراج مشغول بود. اما با مشخص ¬¬شدن وجود ذخاير عظيم نفتي که خزر را پس از خليج‌فارس و سيبري سومين حوزه نفتي دنيا معرفي مي‌کرد رژيم حقوقي جديد براي دريا پر اهميت جلوه کرد. اما نکته اساسي اين بود که آيا  خزر درياست (همان گونه که عنوان مي‌گردد) يا درياچه؟ اين مسئله يکي از چالش¬¬‌¬¬هاي اساسي تعيين رژيم حقوقي درياي خزر بود که نگارنده در  اين مقاله به بررسي آن مي‌پردازد.

درياي خزر يا کاسپين  Caspian Seaبا 424 هزار کيلومترمربع بزرگترين درياچه جهان است. به عبارتي بزرگترين گودالي که درميان خشکي‌ها بوده و در آن آب جمع شده خزر مي‌باشد.

دومين و سومين درياچه دنيا عبارتند ازسوپريور Superiur در مرز آمريکاو کانادا (و جزو درياچه‌هاي پنج‌گانه) با حدود 82 هزارکيلومترمربع و آرال در مرز ازبکستان و قزاقستان با 78 هزار کيلومترمربع. درياچه‌هاي بعدي مثل ويکتوريا درآفريقا)، ميشيگان (مرز آمريكا و كانادا)، هورن (مرز آمريکا وکانادا)، تانگانيکا (آفريقا) و ... همه با مساحت‌هاي بسيار کم مثل 500  كيلومتر مربع تا 2000 کيلومتر مربع در مکان‌هاي بعدي قرار گيرد. به عبارتي اگر درياي خزر، درياچه محسوب نگردد فاصله ميان ساير درياچه‌ها در رتبه‌بندي به لحاظ وسعت چندان زياد نيست. اما بايد ديد خزر آيا واقعا آن طور که در ايران يا خارج ايران با نام دريا ياد مي‌شود واقعاً يک درياچه يا Lake است و به دلايل ديگري دريا خوانده مي‌شود و يا نه واقعا درياست؟ اين مسئله به لحاظ تعيين رژيم حقوقي جديد درياي خزر بسيار حائز اهميت مي‌باشد. زيرا پس از فروپاشي شوروي سابق در دسامبر 1991 در طرفين درياي خزر ديگر دو کشور ايران و شوروي قرار ندارند بلکه به جاي شوروي سابق چهار دولت جانشين وجود دارد که عبارتند از روسيه (به عنوان جانشين اصلي شوروي که  3/4  وسعت شوروي را در بر گرفته) با 17ميليون کيلومتر مربع، قزاقستان با 2 ميليون و هفتصدهزار کيلومتر مربع، ترکمنستان با 603 هزار کيلومترمربع وآذربايجان –کوچکترين دول حاشيه خزر- با 86 هزار کيلومتر مربع.

مشکل از آنجايي ناشي مي‌شود که با اندکي دقت و توجه با تعارض دو کنوانسيون و معاهده‌ي بين‌المللي مواجه مي‌گرديم. کنوانسيون 1982مونگوبوتي جامائيکا در مورد حقوق درياها، کنوانسيون جانشيني دولت‌ها در معاهدات در 1978و معاهدات يا رويه بين‌المللي (در صورت درياچه محسوب شدن خزر). بنابراين دشواري اين مطلب تنها ارائه يک تعريف نسبتاً جامع نيست.

براي ارائه يک تعريف جامع در خصوص يک درياچه بايد گفت کنوانسيون هاي 1958و 1982 چيز زيادي ارائه نمي‌دهند و تنها ماده 122 كنوانسيون 1982 در مورد تعريف درياي بسته و نيمه‌بسته مي‌گويد:«خليج حوزه آبي يا درياي محصور ميان دو يا چند کشور است که از طريق گذرگاهي باريک به دريا يا اقيانوس متصل بوده و کاملا يا عمدتا شامل درياي سرزميني و منطقه انحصاري اقتصادي ميان دو يا چند کشور است.» در ماده‌ي بعدي هم به اين نکته اشاره مي‌کند که دولت هم مرز (در درياي بسته و نيمه‌بسته) در اعمال حقوق و مسائلي چون استخراج، مديريت و حفاظت از منابع دريايي زنده از طريق سازماني با يکديگر همکاري نمايند.

مشخص است كه اين تعريف شامل‌ درياچه يا Lake نبوده و بيشترتعريف خليج يا Golf را در بر مي‌گيرد. در فرهنگ‌ها و دايره‌المعارف‌ها و نيز تعريفي كه ارائه شده درياچه را يك واحد جغرافيايي دانسته كه در اثر جمع شدن آب در نقاط معيني از پستي‌هاي زمين به وجود مي‌آيد و به دريا  متصل نيست. با اين تعريف آزوف با 38 هزار كيلومتر مربع وسعت و 14 متر عمق در رديف درياها و خزر تا حدود 12 برابر وسعت آن درياچه محسوب مي‌گردد. آرال و بحرالميت (درياي مرده) را نيز به طور شرطي دريا مي‌خوانند.

به لحاظ زمين‌شناسي نيز مسئله مورد توجه است. معمولاً بر گودال‌هايي روي خشكي كه وسعت نسبتاً قابل توجه‌اي داشته و آب در آن جمع شده است درياچه اطلاق مي‌گردد. واقعيت آن است كه ده‌ها ميليون سال قبل درياي بسيار بزرگي به نام تتيس Titis وجود داشته كه روي كل فلات ايران را مي‌‌پوشانده و به تدريج كه فلات دريا را عقب زده برخي گودال‌ها در قالب دريا يا  درياچه يا خليج از نتيجه آن باقي مانده‌اند. درياي مديترانه Meditarane، سرخ، سياه black Sea، خليج‌فارس Persian Golf، درياي عمان، درياي خزرCaspian Sea  و درياچه آرال از بازمانده‌هاي دريا يا اقيانوس وسيع تتيس مي‌باشند. نقاط مرتفع بالا آمده و جاهاي پايين‌تر از سطح دريا در قالب دريا و درياچه‌هاي كوچك باقي مانده‌اند. بزرگترين واحدهاي آبي مديترانه– بزرگترين درياي جهان با دو ميليون و نهصد هزار كيلومتر مربع، خزر بعد از سرخ كه 440 هزار كيلومتر مربع است سومين وسعت را دارد.

دليل وجود خزر هم مشخص است: حدود 28 متر پايين‌تر از سطح درياست و به لحاظ گودي هم نسبتاً عميق است.

اگرتعريف لغوي و اصطلاحي آن را در فرهنگ‌نامه‌ها و در دايره‌المعارف‌ها بسنجيم خزر، درياچه محسوب مي‌گردد. اما نقطه‌اي كه خزر را از ساير درياچه‌ها متمايز مي‌سازد وضع خاص آن است. يعني نه در درياچه‌ها و نه در درياها و ساير واحدهاي آبي (چون خليج و اقيانوس) هيچ واحد آبي يافت نمي‌شود كه با واحد آبي مشابه در رتبه بعدي پنج برابر يا 500 درصد بيشتر باشد. از آن جهت برخي بهتر ديده‌اند به آن عنوان Sea يا دريا اطلاق گردد تا Lake يا درياچه.

حقيقت اين پهنه آبي اين است كه از لحاظ جغرافيايي بسته است و از نظر طبيعي به هيچ عنوان به درياهاي آزاد راه ندارد چه اگر غير از اين بود سطح درياي خزر در فاصله زماني بسيار كمي به سطح آبهاي آزاد و بين‌الملل مي‌رسيد. هر چند در يك صد سال اخير كمي آب آن بالاتر رفته است. عده‌اي وجود دو كانال ولگا– دن و ولگا- بالتيك را (كه در جاي آن درباره‌ي آن بحث خواهد شد) را دليل آن مي‌دانند كه واقعيت همين است. چون در تعاريف اشاره نشده است كه راه يك دريا نبايد دست‌ساز بشر باشد. بنابراين بايد پذيرفت كه صرف وجود يك تعريف كه امري قرارداديست، نمي‌تواند كاملاً در ماهيت آن تاثير كند. از اين رو دريا ناميده شدن خزر به مراتب منطقي‌تر از درياچه بودن آن است.

نتيجه:
درياي خزر از نظر لغوي و اصطلاحي در فرهنگ‌نامه‌ها يك درياچه محسوب مي‌گردد. اما اگر بخواهيم به تعاريفي كه نظرات اشخاص مي‌باشند بسنده نماييم اشتباهات زيادي در همين تعاريف وجود دارد و تعبيري كاملاً شخصي است. در واقع بايد ديد ماهيت امر چيست؟ آيا پهنه آبي را كه ... هزار كيلومتر طول و ... كيلومتر عرض دارد مي‌توان درياچه يا درياي كوچك ناميد؟ در حالي كه يك‌ونيم برابر خليج‌فارس از درياهاي بسياري چون اژه (بين يونان و تركيه)، مرمره بين (تركيه اروپايي و آسيايي)، آزوف (بين خاك اصلي اوكراين و شبه جزيره كره)، بالتيك (بين لتوني، ليتواني و استوني و فنلاند)، خليج بوتني (بين سوئد و فنلاند) درياي سفيد (شمال غرب روسيه) خليج فنلاند، درياي آدرياتيك (بين ايتاليا و كرواسي)، خليج بيسكاي (بين فرانسه و اسپانيا)، خليج كاليفرنيا (در شمال غرب مكزيك)، خليج ليگوريان (بين ايتاليا و جزيره كرس فرانسه) و ده‌ها دريا و خليج كوچك و بزرگ ديگر وسيع‌تر است.

به نظر منطقي‌تر اين است كه اين پهنه آبي دريا اطلاق گردد و رژيم حقوقي بر اساس كنوانسيون 1982حقوق درياها بر آن مترتب ساخت. در واقع ماهيت اين پهنه آبي است كه در همه دنيا و تقريباً در طول تاريخ عنوان دريا را به آن داده و همين ماهيت يك پهنه آبي آدرياتيك كه به لحاظ تعريف شكل خليج را دارد به آن دريا اطلاق مي‌كند و بسياري موارد ديگر پس چه به لحاظ حقوقي و چه به لحاظ نگاه خاص بر آن منطقي نيست كه عنوان درياچه خزر را بر سر تعيين رژيم حقوقي بر آن اطلاق كرد.

www.lawhistorypersiablog.ir
lawhistory2012@yaho.com        
  
 پي نوشت:

اصطلاحي كه چرچيل براي بلوك شرق (شوروي و اقمارش) براي اولين بار به كار برد.
در برابر استالين نيز بلوك غرب را پرده اورانيوم ناميد.

فلات قاره به منابع زير بستر دريا اطلاق مي‌شود كه امروزه بسياري از كشورها چون دول حاشيه خزر و يا ونزوئلا، نروژ، انگليس و آمريكا نفت خود را از فلات قاره استخراج مي‌‌نمايند. اين اصطلاح اولين بار در 1945توسط هاري ترومن (1945- 1953) رئيس جمهور وقت ايالات متحده اطلاق گرديد.

رويه بين‌المللي در مورد بيشتر درياچه‌هاي مرزي بين دولت‌ها تقسيم بر اساس نسبت طول ساحل بوده است. مثل چهار درياچه از درياچه‌هاي پنجگانه مرز آمريكا و كانادا، درياچه تانگانيكا (بين مالاوي، تانزانيا و موزامبيك) و ويكتوريا (بين اوگاندا، تانزانيا و كنيا) و غيره ... اما استثنائاتي چون درياچه كنستانس در مرز سوئيس و آلمان نيز وجود دارد كه به طور مشاع از آن بهره‌برداري مي‌شود.

عباسي، مهدي، معضلات رژيم حقوقي درياي خزر، تهران، اعتماد، 21 آبان 1384
ركبي به ...، اطلس جغرافيايي، تهران، گيتاشناسي، 1387.
عباسي، مهدي، (رژيم حقوقي درياي خزر،‌تهران، آبان، پاييز 1381، صفحه 23)

  نظرات بینندگان
  • استاد اگر بر طبق 1982 تقسيم شود كه سهم ايران 11درصد يشتر نمي شود
  • خوبه
  •   نظرات بینندگان
    نام:

    پست الکترونیک:
    نظر:

     

    پر کردن فرم براي دريافت نظرات الزامي است
     

       

    klip izle ezel dizisi izle sohbet sohbet odaları chat siteleri