خانه‌نشینی معلم فداکار چالوسی بخاطر بدقولی مسئولان

معلم فداکار چالوسی پس از هفت سال تدریس بدون حقوق در مناطق کوهستانی و سردسیر کجور، به‌خاطر بدقولی مسئولان برای استخدامش، خانه‌نشین شد.

به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان نوشهر، در 21 خرداد 93 گزارشی با عنوان «معلمی که تمام حواسش به شش دانش‌آموز بود/ تعلیم 2 هزار بیت شعر در سه ماه» در خبرگزاری فارس مازندران منتشر شد که بازتاب بسیار گسترده‌ای در سطح کشور پیدا کرد و طی آن دو دانش‌آموز نخبه کجوری که با کمک معلم فداکار و دلسوز خود خانم «سیمین کوهستانی» بدون هرگونه امکانات رفاهی و تحصیلی مناسب اما با اراده‌ای پولادین در دورترین نقطه روستایی منطقه کجور شهرستان نوشهر موفق شدند تنها ظرف مدت سه ماه، 2 هزار بیت شعر فارسی از شاعران مختلف ایرانی و همچنین جزو سی‌ام قرآن‌کریم و نیز داستان «رستم و زال» را حفظ کنند.

پس از مدتی «فائزه و فاطمه حاجی‌نجفی» دو دانش‌آموز نخبه کجوری که همچون دو خواهر در کنار معلم دلسوز خود مشغول به تحصیل بودند، ناگهان هم‌زمان هر دو دچار بیماری شده و در بستری بیماری افتادند و گویی همانند هم‌گام‌بودن در آموختن و تحصیل، در بیمار شدن نیز با یکدیگر هم‌دل و هم‌نوا بودند.

اما معلم فداکار چالوسی با مهرورزی مادرانه‌اش «فائزه و فاطمه» را از مسیر بسیار صعب‌العبور روستا که بعضاً حتی در طول مسیر خطر حمله حیوانات وحشی آنها را تهدید می‌کرد، به شهر آورده و مدت‌ها برای مداوای آنها هم از جان و هم از مال مایه گذاشت تا بالاخره آنها سلامتی کامل خود را بازیافتند و مجدداً در مسیر آموختن علم و دانش استوار در زیر پر و بال محبت‌آمیز معلم‌شان که مادرانه برا‌ی‌شان تلاش می‌کرد، قرار گرفتند.

«فائزه و فاطمه حاجی‌نجفی» از نخبگان دانش‌آموزی هستند که با شعرخوانی برای ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در طرح پرسش مهر نیز به موفقیت دست یافتند.

در همایش مرکزی پرسش مهر که با حضور معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، وزیر نیرو و وزیر آموزش و پرورش برگزار شد، «فائزه حاجی‌نجفی» که سابقه فعالیت در اجرای طرح ملی دانش‌آموزی نجات آب در مازندران را نیز دارد و به‌عنوان ناجی آب در این طرح برگزیده شده بود، توانست سروده‌ای بسیار زیبا درباره احیای فرهنگ مصرف بهینه آب را خلق و آن را به نحو بسیار خوبی در جلسات و همایش‌ها از جمله همایش مرکزی پرسش مهر اجرا کند.

اما اکنون پس از گذشت حدود 18 ماه از انتشار نخستین خبر و گزارش درباره این دو دانش‌آموز کجوری و معلم فداکارشان در خبرگزاری فارس و پس از آن پرداختن دیگر رسانه‌ها به این موضوع، گزارشی از بخش خبری ساعت 21 شبکه یک سیما و اخبار شبانگاهی ساعت 22 شبکه سوم نیز پخش شد که در آن ضمن بازگو کردن ایثار و فداکاری «سیمین کوهستانی» معلم چالوسی که دارای مدرک لیسانس ادبیات زبان انگلیسی است و نیز استعدادهای شگفت‌انگیز «فائزه و فاطمه حاجی‌نجفی» از نخبگان دانش‌آموزی مازندران، در دورترین و صعب‌العبورترین روستای بخش کجور نوشهر، بخشی از مراسم تجلیل از این دو دانش‌آموز و معلم‌شان با حضور وزیر آموزش و پرورش هم به تصویر کشیده شد که در آن دانش‌آموزان خواستار استخدام رسمی معلم‌شان از سوی وزیر آموزش و پرورش، که هفت سال بدون دریافت حقوق، در منطقه کوهستانی و سردسیر کجور عاشقانه و مادرانه به تدریس دانش‌آموزان مشغول بود، شدند ولی تا این لحظه هیچ خبری از تحقق خواسته دانش‌آموزان نخبه و معصوم دبستان «حُر» روستای محروم «چَمَرکوه» نشد.

«فائزه و فاطمه حاجی‌نجفی» که اکنون برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی به شهر «پول» کجور در یکی از مدارس شبانه‌روزی آمدند، معلم‌شان پس از چهار سال مهرورزی مادرانه برای این دو دانش‌آموز نخبه کجوری، به‌خاطر بدقولی از سوی مسئولان برای استخدام وی در آموزش و پرورش به‌عنوان معلم رسمی، اکنون خانه‌نشین شده است و خاطرات روزها و شب‌های سرد اما پر از عشق به «فائزه و فاطمه» می‌اندیشد و بغض خود را فرو می‌خورد.

«سیمین کوهستانی» در گفت‌وگو با فارس، درباره آخرین وضعیت استخدامی خود و روند ادامه تحصیل دانش‌آموزانش، اظهار کرد: به من قول استخدامی دادند ولی بعد از مدتی اعلام کردند امکان‌پذیر نیست و من هم چون بچه‌ها برای ادامه تحصیل به مدرسه شبانه‌روزی شهر «پول» کجور رفتند، به شهرم چالوس آمدم و خانه‌نشین شدم.

وی افزود: اگرچه هنوز با «فائزه و فاطمه» در ارتباط تلفنی هستیم ولی وضعیت روحی آنها به‌خاطر وابستگی عاطفی ایجادشده در طی این چهار سالی که در شب‌ها و روزهای سرد و تنهایی روستا در کنار یکدیگر با کمترین امکانات مشغول علم‌آموزی بودیم و الان از همدیگر دور افتادیم، اصلاً خوب نیست و دچار افت تحصیلی شدیدی شدند.

این معلم فداکار چالوسی تصریح کرد: از آنجایی که در کنار خانه ما در شهر چالوس مدرسه ابتدایی وجود دارد و دانش‌آموزان وقتی تعطیل می‌شدند و سروصدای بچه‌ها من را به یاد «فائزه و فاطمه» می‌انداخت و به همین دلیل شرایط روحی‌ام بر هم خورد و برای اینکه از این وضعیت خارج شوم به ناچار به اتفاق مادرم، نزد برادرم در تهران رفتم تا شاید بتوانم به مرور زمان شرایط روحی مطلوب خود را بازیابی کنم.

وی در پایان با اشاره به اینکه پیش از این چند سالی در یکی دیگر از روستاهای دورافتاده و صعب‌العبور کجور بدون دریافت حقوق مشغول تدریس بودم، گفت: در مدت چهار سال معلمی در روستای «چَمَرکوه»، گاهی به‌دلیل بارش برف و باران‌های سنگین نتوانستم تا چندین ماه برای دیدار با خانواده‌ام به چالوس بیایم و در زمان‌هایی هم از روستا به شهر و یا بالعکس می‌آمدم باید مسیری صعب‌العبور و طولانی را پیاده طی می‌کردم که چند باری در معرض خطر حمله گرگ‌ها و خرس قرار گرفتم ولی با کمک دانش‌آموزان و اهالی نجات پیدا کردم ولی امروز خوشحال هستم که توانستم برای دانش‌آموزان معصوم این روستا خدمتی کنم و نیز حتی علاوه بر تدریس، با گذراندن دوره‌ بهیاری، اقدامات اولیه بهداشتی و درمانی را هم برای اهالی انجام می‌دادم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.