برجام و انتخابات

در شرایطی که توصیه مقام معظم رهبری تبدیل نشدن برجام به عامل دو دستگی میان نیروهای سیاسی و اقشار اجتماعی بود، این موضوع تا حد زیادی رعایت و تلاش شد از اختلاف نظرها و مخالفت ها برای پیشبرد اهداف استراتژیک ایران در مذاکرات بهره برده شود، از این رو تلاش های موثر سیاسی برای تقویت اجماع و پیشبرد برنامه ملی مذاکرات صورت گرفت؛ با این وجود تمایل و علاقه نیروهای سیاسی و نسبت آنها با برجام به جای خود باقی و روشن است.

جلال برزگر: نسبت نیروهای سیاسی با برجام از مهمترین عوامل شکل گیری آرایش سیاسی جدید در ایران بوده و تاثیر شگرفی بر تنظیم فهرست های انتخاباتی 7 اسفند به خصوص در زمینه انتخابات مجلس شورای اسلامی داشته است.

اگر سال ها پیش تقسیم بندی چهارگانه، راست سنتی، راست مدرن، چپ و چپ جدید، توضیح و تشریح نسبتا دقیقی از آرایش نیروهای سیاسی درون نظام ارایه می داد، (هنوز هم این تقسیم بندی خاستگاه نیروها را تبیین می کند) پس از دوم خرداد 76 و با نزدیک شدن دو طیف چپ و راست مدرن، آرایش اصلاح طلب و اصولگرا مشخص و مدون تر از قبل در میان نیروهای سیاسی شکل گرفت و نمایان شد. انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 و سال های بعد آن طیف اصولگرا را دچار تغییر و تحولاتی کرد به گونه ای که چپ جدید و راست سنتی که تشکیل دهنده بدنه اصلی اصولگرایی بودند، به فعل و انفعالاتی سوق یافتند که در نهایت گونه جدیدی از اصولگرایی یا «نو اصولگرایی» در ساحت سیاسی کشور پدیدار شد که امروز از آنها به عنوان احمدی نژادی ها با سه گرایش و زیرمجموعه، پایداری، یکتا و بهاری ها یاد می شود.

با این اوصاف و همزمان با بالا گرفتن بحث مذاکرات هسته ای در دولت تدبیر و امید، نوع تازه ای از آرایش سیاسی میان نیروهای مختلف را شاهد بودیم ؛ به طوری که داعیه داران انقلابی گری خردورزانه از طیف های مختلف اصولگرا و اصلاح طلب به صف حامیان مذاکرات و برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) درآمدند و در این مسیر جهد و تلاش بسیار کردند. در سوی مقابل نیز مخالفان برجام با گرایش های مختلف، مقابل ایستاده و هر آنچه در توان داشتند برای نقد و حتی تخطئه برجام به کار گرفتند.

در شرایطی که توصیه مقام معظم رهبری تبدیل نشدن برجام به عامل دو دستگی میان نیروهای سیاسی و اقشار اجتماعی بود، این موضوع تا حد زیادی رعایت و تلاش شد از اختلاف نظرها و مخالفت ها برای پیشبرد اهداف استراتژیک ایران در مذاکرات بهره برده شود، از این رو تلاش های موثر سیاسی برای تقویت اجماع و پیشبرد برنامه ملی مذاکرات صورت گرفت؛ با این وجود تمایل و علاقه نیروهای سیاسی و نسبت آنها با برجام به جای خود باقی و روشن است؛ خصوصا از آن رو که برخی مخالفت ها با برجام چنان غلیظ و خارج از حد و اندازه های طبیعی بوده و هست که ابعاد و علت آن چندان قابل درک و توضیح نیست، مگر این که انگیزه های سیاسی را در تحلیل آنها دخیل بدانیم. دست یازیدن به بازی های ناراستی چون سیمان گرفتن جایگاه و محل قبلی قلب راکتور آب سنگین اراک- در حالی که اصلا چنین نبوده و نیست و برای جلوگیری از تخریب یا خروج قلب قبلی از کشور، فقط به کانال هایی که در آینده قرار بوده سوخت در آنها قرار گیرد، سیمان تزریق شده-  و در محل قبلی قلب جدیدی ساخته می شود، یا دامن زدن به بازی ناراست دیگری که تحریم ها باقی می ماند و مانده است – بدون تفکیک تحریم های مالی هسته ای از غیر آن- یا این که چرا در طول دو سال مذاکره برجام به «ما هو برجام» رشد اقتصادی نیاورده و رکود و تورم بی سابقه آغاز شده از دولت قبل ریشه کن نشده – بدون اشاره به این که اگر آن روندها ادامه داشت وضعیت تورم و رکود الان چگونه بود- و بی توجهی به این که برای پیشبرد امر اقتصاد نیاز به وحدت و اجماع بیش از هر زمان لازم است، همه جلوه هایی از رقابت نه چندان منصفانه با محوریت برجام بوده است. به هر حال موضوع هسته ای و برجام امروز ساحت سیاست ایران را زیر و رو کرده است و این مهم در فهرست های انتخاباتی به خوبی نمایان است؛ به طوری که دو فهرست اصلی تهران را همین موضوع شکل داده و جز یک استثناء (حجت الاسلام ابوترابی فرد)، می توان فهرست های اصلی صف آرایی کرده مقابل هم را فهرست برجامیان و مخالفان آن دانست، فهرست هایی که نعمتی و مطهری و کاظم جلالی اصولگرا را همنشین اعتدالیون و اصلاح طلبان قرار داده که مهم ترین نخ تسبیح این همنشینی جز برجام و مذاکرات هسته ای نبوده است.

در فهرست اصلی اصولگرایان تهران حجت الاسلام ابوترابی فرد، به عنوان نایب رییس مجلس نهم در کنار علی لاریجانی، رییس مجلس برای به سرانجام رسیدن برجام تلاش وافر داشته و شماری از نیش و کنایه ها را به جان خریده است ؛ افرادی چون آل اسحاق، مظفر، مصباحی مقدم و حداد عادل اگر چه مخالف فعال برجام نبوده اند، اما مدافع آن نیز نبوده و بیشتر مباحث را با سکوت برگزار کرده اند. شاید اگر دامنه رد صلاحیت های اصلاح طلبان گسترده تر می شد حتی بخشی از نیروهای داعیه دار خردورزی و اصلاح طلب به حداد و آل اسحاق و مصباحی مقدم و مظفر رای داده و یا حتی آنها امروز در فهرست اعتدال بودند، اما به هر حال این افراد جزو همراهان فعال برجام محسوب نمی شوند؛ ادامه فهرست اما مملو از مخالفان جدی برجام است. نبویان، زاکانی، سلیمانی، بذرپاش، کوثری، فروزنده و میرکاظمی از جمله شناخته شده ترین مخالفان برجام در ایران هستند که هنوز هم تحریم ها را برقرار و برجام را عامل رکود اقتصادی و ارزانی نفت و وابستگی کشور و … معرفی می کنند.

مهمترین چالش دیپلماتیک ایران با غرب بعد از جنگ تحمیلی، امروز تاثیر خود را بر فهرست های انتخاباتی نیز نهاده است. چنانچه پیش از آن مراسم هایی چون 22 بهمن و حتی انخابات ریاست جمهوری را برخی به درستی رفراندم های هسته ای خوانده بودند. امروز انتخابات مجلس شورای اسلامی بار دیگر به رفراندومی هسته ای تبدیل شده است. اردوگاه اصولگرایی تحت سیطره مخالفان برجام قرار گرفته و چهره های نامداری چون لاریجانی و باهنر از فهرست انتخاباتی آنها بیرون رفته اند، چرا که تعصب و اصرار بر گروه گرایی را مغایر با خردورزی انقلابی با معیار و شاغول امروزی برجام دیده اند و در آن سو چهره هایی چون مطهری، عارف، حضرتی و جلالی همنشین شده اند چون آنها نیز معیار امروزی خردورزی انقلابی که برجام است را برگزیده و چشم به یاری مردمی دارند که در انتخابات ریاست جمهوری 92 رای هسته ای و سرنوشت ساز خود را داده و امروز می روند که پیام خود درباره آن مسیر را دوباره اعلام کنند؛ پیامی آنقدر مهم که همه گوش جان به آن سپرده و به انتظار شنیدن و درک و تفسیرش در روزهای نزدیک پیش رو نشسته اند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.